محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
846
خلاصة الحكمة ( فارسى )
مىباشد [ و لذا ] لحميت بدن آن حائل و مانع سرعت تأثّر اعصاب آن است . و اين نيز اكثرى است نه كلّى ؛ به حسب اشخاص و احوال و اسنان و فصول و بلدان مختلف مىباشد و تفصيل تعيينِ آن ، منوط به رأى طبيب حاذق است . و ببايد دانست طبيعى انسان و لايق به حال او « 1 » در حالت صحّت ، آب معتدل البرودة است چنان چه ذكر يافت . و ماء فاتر و گرم به تكلّف و به طريق معالجه و اصلاح حال است نه بر سبيل حفظ صحّت و عادت ؛ زيرا كه مُرخى معدهاند . [ و موارد تداوى با آنها ، از اين قرار است ] : هرگاه ارادهء قى و يا اسهال و يا اعانت بر دواى مسهل نمايند ، بايد كه آب گرم و يا فاتر بياشامند تا مواد را ترقيق و تحريك نموده به قى و يا به اسهال دفع نمايد ، لهذا بعد [ از ] سفوف و حبوب مسهله ، آشاميدن آب گرم لازم است . و همچنين در تسكين عطش كاذب ؛ به جهت آن كه غاسل اعضاست از مادّهء لزجه امّا تقليل آن نه تكثير ؛ زيرا كه كثرت آن مرخى و موهن معده است . و در هنگام افطار و شدّت سرفه ، يك دو فنجان آب گرم به طريق قهوه آشاميدن ، مسكّن عطش و شدّت سرفه است به همان جهت . و آبى كه جوش داده و بعد از آن سرد نموده باشند ، البتّه قليل النضج لطيفِ سريع الانحدار مىباشد و ليكن محرور المزاج را چندان موافقت ندارد . و بدان كه عطشى كه از تناول برف به هم مىرسد ، اطبّاء در اطلاق صدق و كذب بر آن اختلاف نمودهاند : نزد كسانى كه قائلاند به آن كه [ برف ] هرچند « 2 » بالفعل سرد است و ليكن بالقوّه گرم است ؛ به جهت آن كه مركّب از اجزاء بخاريهء دخانيه است و بعد [ از ] وصول به معده اجزاء بخاريهء مائيهء آن زائل مىگردد و اثر سخونت دخانيهء آن ظاهر مىگردد و عطش آن صادق است . و به نزد كسى كه گفته : « به سبب برودت خود ، مكثِّف بلغم و رطوبات معده است » ، عطش حادث از آن كاذب است و علّت عطش كاذب ذكر يافت .
--> ( 1 ) . ب : حال آن . ( 2 ) . ب : آن كه آن هرچند .